جمعه قبل با هماهنگی از طریق تلفن و ایمیل و ... با تعدادی از دوستان قدیمی دوران مدرسه راهنمایی و دبیرستان در محل پارک نهج البلاغه گرد هم آمدیم. هوا سرد بود و بد سوزی داشت ولی گرمای شعف و صمیمیت غالب بود. بعضی هامون بیش از ۲۵ سال بود که همدیگر رو ندیده بودیم. خیلی جالب بود: یکی دکتر بود، يكي مهندس،اون يكي سرهنگ، يكي تو بازار آهن فروش ها براي خودش برو و بيايي داشت، يكي مدير يك شركت بيمه بود،اون يكي كارمند دانشگاه بود،اون يكي تو راه آهن كار ميكرد....يادي كرديم از تعدادي ديگه از دوستامون كه در جمع حاضر نبودند: يكي كانادا استاد دانشگاه بود، يكي بعد از اعتياد و از هم پاشيدن زندگيش كنج خونه افتاده بود،يكي اكراين بود يكي برزيل،يكي كيش و يكي اراك.... تجديد خاطرات. اذيت كردن معلمها و دبيرها، شيطونيا،خر پليس،آلو دزدي و آخرشم خرخوني براي دانشگاه. خلاصه خيلي خوش گذشت. قرار بعدي رو گذاشتيم ارديبهشت توي باغ اون بازاريه !

ياد دبيراي مرحوممون : آقاي ملكي ، آقاي سميعي ، آقاي شهبازي... بخير و روحشان شاد.