تقدیر-تغییر
تقدير تقويم انسان هاي عادي است
و
تغيير تدبير انسان هاي عالي
تقدير تقويم انسان هاي عادي است
و
تغيير تدبير انسان هاي عالي
اریل ویلسون
فرانسيس گالتون دانشمند انگليسي بخش بزرگي از عمر خود را صرف اثبات اين نظريه کرده بود که اکثريت افراد يک جامعه فاقد ظرفيت لازم براي ادارهي جامعه هستند.او در سال 1906 پس از يك سري مطالعات و تحقيقات مفصل نوشت نتايج بررسي ها نشان ميدهد که قضاوتهاي جمعي و دموکراتيک از اعتبار بيشتري نسبت به آنچه که من انتظار داشتم برخوردارند. اين حداقل چيزي بود که گالتون ميتوانست گفته باشد.
برآيند
در خصوص قضاوت «خرد جمعي» ذکر اين مطلب ضروري است که نظر هر فرد دو مؤلفه را در درون خود دارد :اطلاعات صحيح و اطلاعات غلط. اطلاعات صحيح (از آن رو که صحيحاند) همجهتند و بر روي يکديگر انباشه مي شوند اما خطاها در جهات مختلف و غيرهمسو عمل ميکنند لذا تمايل به حذف يکديگر دارند. نتيجه اين ميشود که پس از جمع نظرات آنچه که ميماند اطلاعات صحيح است.
آنچه که شگفتي برانگيز است و اصولا عبارت خرد جمعي را معنادار ميکند اين است که همان اطلاعات کمارزش و کوچک موجود در ذهن فرد فرد نظر دهندگان با بر روي هم نهاده شدن ناگهان به شکل واقعيتي سخت و باارزش خود را بروز ميدهد. به عبارت ديگر جمع روي هم رفته تصوير درستي از موضوع دارد.
البته شايد هم اين مسئله چندان عجيب نباشد چرا که ما انسانها طوري طراحي شدهايم که بفهميم در پيرامونمان چه ميگذرد و بهکارگيري خرد جمعي يکي از مکانيزمهاي شناخت جهان است.
دست نگه داريد!
اگر ما از صد نفر بخواهيم که مسافت ١٠٠ متر را بدوند و بعد رکورد متوسط را محاسبه کنيم اين رکورد هرگز بهتر از رکورد سريعترين دونده نخواهد بود بلکه همواره بدتر خواهد بود. تنها موردي که جمع ناگهان بر تمام افراد سبقت ميگيرد و يا حداقل با آن برابري ميکند به هنگام بهکارگيري عقل جمعي در مقايسه با خرد فردي است.
استقلال راي
انسانها ميتوانند مستقل فکر کرده و مستقل عمل کنند. استقلال معنايش ايزوله بودن از جمع نيست بلکه مفهوم آن اين است که به طور نسبي و به ميزانِ معيني فرد قادر است مستقل از جمع عمل كند.استقلال به دو دليل از اهميت بسياري در ارتقاي هوش جمعي برخوردار است. اول اين که از تکرار يک نوع خطا دوباره و سهباره و چندباره جلوگيري ميکند. خطاي يک فرد بر قضاوت يک جمع يک تاثير خرد کننده ندارد اما اگر همان خطا به طور سيستماتيک در تعداد زيادي از افراد جمع گسترش يابد آن وقت است که راي جمع را به طور منفي تحت تاثير قرار ميدهد. دوم آن که افکار مستقل اطلاعات تازه و متنوع را وارد جمع ميکند در حالي که اگر افکار مستقل نباشند همان نوع اطلاعات در جمع تکرار ميشود و چيز تازهاي به خرد جمع اضافه نميشود.بنابراين هوشمندترين گروهها آنهائي هستند که افراد آن از تنوع بالا و استقلال راي هرچه بيشتر برخوردار باشند. مفهوم مخالف آن اين است که جمعي که افرادش به لحاظ فکري به هم نزديک و نزديكتر شوند از درجهي هوش چندان بالائي برخوردار نيست. توجه داشته باشيد که معني استقلال فکر افراد يک جمع الزاما اين نيست که آنان ديدگاههاي متين و منطقي نداشته باشند.
آنچه که مي توان به عنوان يک اصل مهم از آن ياد کرد اين است که هر قدر افراد يک جمع به يکديگر نزديكتر باشند و بتوانند با يكديگر روابط فردي برقرار کنند تصميم جمع از عقلانيت بيشتر بدور خواهد بود. هر چقدر ما به يكديگر نزديكتر باشيم باورهايمان به يكديگر نزديک شده و امکان تصحيح خطاهايمان کاهش مييابد. ممکن است به لحاظ فردي در اثر اين همنشيني خود به هوش و دانش بالاتري دست يابيم اما قطعا جمع را به بي خردي و بلاهت نزديک ميکنيم.
آيا به اين ترتيب ما آفريده نشدهايم که تمام تصميمات را به طور جمعي بگيريم؟
منبع با دخل و تصرف :
The Wisdom of Crowds
James Surowiecki
شهرتهران که امروزه مرکز کشور جمهوری اسلامی ایران است در زمانهای قدیم یکی از روستاهای واقع در پیرامون شهر بزرگ ری بود.تهران پس از ویران شدن ری توسط مغولان شروع به رشد کرد ودرنیمه دوم قرن دهم (ه. ق. ) در دورة شاه طهماسب صفوی بارویی به دور شهر کشیده شد. اهمیت این شهر از زمانی شروع شد که درسال ۱۷۵۶ (م ) کریمخان زند، حکومت تهران رابه غفور خان واگذار نمود وخود راهی شیراز شده ،آن شهر راپایتخت خود قرار داد. پس از فوت کریمخان ، آقامحمد خان قاجار به تهران آمد وبعد از جنگهای سختی که بالطفعلی خان زند داشت برکشور مسلط شد. وی درسال ۱۷۹۰ (م ) دراین شهر تاجگذاری کرد وآن راپایتخت حکومت خویش قرار داد.
بعدهابا روی کارآمدن ناصرالدین شاه که نزدیک ۵۰ سال حکومت کرد، تهران تحول بسیار پیدا کرد و مناطق اطراف آن به سرعت مسکونی شد وباگسترش شهر ،برج وباروی جدیدی به دور شهر کشیده شد.بازار تهران ،سرای امیر ومدرسه دارالفنون از آثار باقیمانده از آن دوران است ودر دوران حکومت پهلوی شهر تهران چهره دیگری پیداکرد .دروازهها وباروهای اطراف آن ازبین رفتند وشهر به سرعت وسعت یافت .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ ،گسترش شهر همچنان ادامه پیداکرد وشهرکهای جدیدی در حاشیه بدان متصل شد وجمعیت آن نیز به سرعت افزایش یافت .
نقل از سایت خبری تابناک مورخه ۱۳/۱۲/۸۸ کد خبر ۸۸۵۹۷
اصل دوم) دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم) پس از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوقالعاده زیادی به عنوان حقوق پرداخت نمیکند؛ به همین دلیل باید قبل از رسیدن به مقام معاون ارشد برای مقام و مزایایش زحمت کشید.
اصل چهارم) اگر فکر میکنید آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم) آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدربزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.
اصل ششم) اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
کنترل نمی کنند. زمان برای آنها حکم گوهر را دارد،از این رو باقرار گرفتن در اوضاع نامطلوب
و غیرقابل پیش بینی، اهداف خود را به مخاطره نمی اندازند.
مجله موفقیت
۲) اگاه : افراد موفق از جدید ترین اخبار اطلاع دارند
۳) این افراد مخاطره جو و اهل ریسک هستند
۴)قاطع : ضرب المثل قدیمی که می گوید برای تصمیم گیری سریع باش و برای تغییر تصمیم ارام رفتار کن
۵) عاشق یاد گیری : در کتابخانه این افراد درباره همه موضوعی کتاب یافت می شود
۶) متعهد : این افراد خود را برای کسب نتیجه بهتر و رضایت بخش مسئول می دانند
۷) مصر و سر سخت : در ذهن اینگونه افراد ناامیدی جایی ندارد و انها فقط تلاش کردن را می شناسند
۸) انعطاف پذیر : افراد موفق نسبت به شرایط مختلف انعطاف پذیرند
۹) خلاق : همه ما درای غریزه ای هستیم تا در زندگی نواوری کنیم افراد موفق به طور کامل از از این غریزه خود بهره برده اند.
۱۰) معنوی : این افراد در مورد مسائل معنوی خود متعهد هستند
مجله موفقیت
گاهی اوقات یک هدف ظاهراً توسط دیگران مثلاً روئسای ما، به ما ارائه می شود. مانند کارمندان، ما معمولاً هدفی را که مورد نیاز شرکتمان است انتخاب می کنیم. افرادی که شغل آزاد دارند هدف مشتریانشان را انتخاب میکنند.
تعیین هدف در روش دوم به این صورت است که شما به آن سوی کار بی واسطه بنگرید تا به مفهوم والاتر و با شکوهتر آن پی ببرید.
بنابراین به جای ساده پذیرفتن کارهای محول شده و برگزیدن آن کار به عنوان هدفتان، برای یافتن هدفی والاتر در کارتان گامی دیگر بردارید. شما باز هم از نظر فیزیکی این کار را به همان سبک انجام می داده اید، ولی اکنون جادوی هدف والاتر را هم به آن می افزایید.
اگر ما بتوانیم به هدف اصلی برسیم می توانیم به رضایت شغلی زیادی دست یابیم.