خواب شيرين
ديشب صداي تيشه ، از بيستون نيامد
شايد به خواب شيرين،فرهاد رفته باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:53 توسط فرهاد
|
شايد به خواب شيرين،فرهاد رفته باشد
باز باران باريد،
خيس شد خاطره ها،
مرحبا بر دل ابري هوا،
هر كجا هستي باش،
آسمانت آبي و تمام دلت از غصه ي دنيا، خالي.
نيا باران !
زمين جاي قشنگي نيست،
من از اهل زمينم خوب ميدانم،
كه گل در عقد زنبور است
ولي سوداي بلبل دارد و
پروانه را هم دوست ميدارد !