خواب شيرين

ديشب صداي تيشه  ،  از بيستون نيامد

شايد به خواب شيرين،فرهاد رفته باشد

مرحبا بر دل ابری هوا

باز باران باريد،

خيس شد خاطره ها،

مرحبا بر دل ابري هوا،

هر كجا هستي باش،

آسمانت آبي و تمام دلت از غصه ي دنيا، خالي.

نیا باران!

نيا باران !

زمين جاي قشنگي نيست،

من از اهل زمينم خوب ميدانم،

كه گل در عقد زنبور است

ولي سوداي بلبل دارد و

پروانه را هم دوست ميدارد !