یکشنبه قراره برم ماموریت. تهران پرواز به فرانکفورت. فرانکفورت پرواز به هانوفر. هانوفر به سالزگیتر. پنج روز جلسه اونجا سپس برگشت به هانوفر و پرواز به فرانکفورت.اونجا بقیه گروه بر میگردند ایران. من دو روز توقف و بعدش پرواز به میلان. با گروه جدید یه روز جلسه در میلان و روز بعدش پرواز به سیسیل/آگوستا. یه روز هم اونجا جلسه و بعدش پرواز برگشت به میلان و بعد پرواز به فرانکفورت و سپس پرواز به تهران.مجموعا طی یازده دوازده روز.
نامردیه!
اعوذُ بِاللهِ منَ الدروغ
قرار بود قیمت حامل های انرژی را واقعی (=گران) کنند و با اختلاف قیمت حاصله نه تنها آب از آب تکان نخوره بلکه مملکت آباد بشه. نشون به اون نشون که فقط قرار شد برای خرید مبل و پرده و ... عجله نکنیم. از سکه و دلار که بگذریم چون اونا تحت کنترل بانک محترم مرکزی است و اصلا و ابدا گران نشده اند ضمن اینکه مال قشر خاصیند (ادعای ناگفته برخی آقایان) کافیست به قیمت لبنیات و گوشت و میوه و ... اشاره کنیم. کافیست به دو میلیون تومان پول گاز برای 4 ماه یه آپارتمان 4 واحدی (مجموعا 10 نفر) نگاه کنیم (به خدا مسکونیه کارخونه نیست). وقتی از یه کشاورز آشنا و کاملا متعهد و معتقد شنیدم که از افزایش چند برابری قیمت کود شیمیایی می نالید فهمیدم که مملکت با چه شتابی در حال آباد شدن است.
باش تا صبح دولتت بدمد.
هيچ مي داني مسلماني به چيست؟
صدق و بي آزاري و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم كليد زندگيست
گفت : زين معيار اندر شهر ما
يك مسلمان هست ،آنهم ارمنيست
آن برگ گل است یا بناگوش
یا سبزه به گرد چشمه ی نوش
دست چو منی قیامه باشد
با قامت چون تویی در آغوش
من ماه ندیده ام کله دار
من سرو ندیده ام قباپوش
وز رفتن و آمدن چه گویم؟
می آرد و جد و می برد هوش
روزی دهنی به خنده بگشاد
پسته، دهن تو گفت خاموش
خاطر پی زهد و توبه می رفت
عشق آمد و گفت زرق مفروش
مستغرق یادت آنچنانم
کم هستی خویش شد فراموش
یاران به نصیحتم چه گویند
بنشین و صبور باش و مخروش
ای خام من اینچنین بر آتش
عیبم مکن ار برآورم جوش
تا جهد بود به جان بکوشم
وانگه به ضرورت از بن گوش
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم
گرم صد بار چون گیسو ، به دور سر بچرخانی
الان ۶۳۰۰۰۰ تومانه.
يكي به من بگه تورم يعني چي.
گل بود به سبزه نيز آراسته شد. قيمت ارز هم مهر تاييد بر روند منطقي افزايش قيمت طلا زد. بخوانيد لينك زير را:
ياد دبيراي مرحوممون : آقاي ملكي ، آقاي سميعي ، آقاي شهبازي... بخير و روحشان شاد.
وين عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاين دم که فرو برم برآرم یا نه
خیام
